تبليغاتX
† عیسی شاه شاهان †




† عیسی شاه شاهان †
تنها راه نجات...

خداوندم...شفا! شنبه بیست و ششم اسفند 1385 3:36
بیشتر از همیشه به دعاهاتون احتیاج دارم برادر و خواهرای عزیزم!

دارم پر پر شدن یه جوون 17 ساله رو میبینم!

اون توی کماست!

تیر خورده!

توی درگیری ای تیر خورده که هیچ نقشی توش نداشته!

فقط یه نظاره گر بوده!

4 شنبه سوری نیروهای انتظامی با چندتا پسر درگیر میشن!

تیر اندازی میشه!

اون فقط داشته از اونجا رد میشده که تیر خورده!

درست توی مغزش!

واسش دعا کنید......خانوادش شوکه شدن!

اونا دارن از پشت شیشه تنها پسرشون رو زیر یه عالمه دستگاه میبینن!

مثل یه کابوس میمونه!

دیدن مادری که گریه میکنه و میگه پسرم داره میره عذاب آوره!

دعا کنید که خداوند ما اون پسر رو برگردونه...........................

خداوند عیسی مسیح تو شفا میدی....مرگ و حیات ما فقط به خواست توست!

خداوندا اون پسر رو به خانوادش برگردون....

خداوندا نذار که یه خانوداه داغدار بشن....

خداوندم شفا رو از تو میخوام!


در نام عیسای مسیح....آمین!
 

[نوشته شده توسط †...::ادرینا::...†] [ موضوع: ] [ لینک ثابت ] [ ]

میلاد منجی عالم بشریت مبارک باد جمعه یکم دی 1385 2:38

         

مسیح امشب تولد یافت

شب صحرا و چوپانان به گرد گله های خویش

نشسته قصه میگفتند که ناگاه آسمان بگشود

فروغ کبریا تابید

جهان روشن شد و نوری فرود آمد

:فرشته گفت ایشان را

!شما را مژده ای نیکوست

که امشب نور می تابد

که امشب آن مسیح آید

...فروغ زندگی در اوست

...نجات مردمان با اوست

نماد عشق و ایمان و وفاداریست

مسیح امشب تولد یافت

خدا تن پوش انسانی فرو پوشید

:شما را مژده ای نیکوست

مسیح امشب تولد یافت

  

پیشگویی تولد مسیح بوسیله ی اشعیاء نبی

(( زیرا که برای ما ولدی زائیده شد و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش

 او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی

خوانده خواهد شد))*اشعیاء ۶:۹*

انجام پیشگویی

((که امروز برای شما در شهر داود نجات دهنده ای که مسیح خداوند باشد متولد  شد

 و علامت برای شما این است که طفلی در قنداق پیچیده و در آخور خوابیده خواهید یافت))

* انجیل لوقا ۱۱:۲ و ۱۲*

مسیح نجات بخش

آمد مسیح بهر نجات *** بهر رهایی از ممات

 با عشق و مهر و شور و حال *** بر ما گشود راه حیات

  گفتا که تا ابد منم *** سر چشمه فر و جلال

نزد من آی ای تشنه لب *** تا که دهم آب زلال

در آسمان و بر زمین *** واندر دل خلدبرین

    تنها ره راستی منم *** در هر دیار و سرزمین

جان میدهم بهر شما *** بهر نجات از گناه

در پیش من آسوده باش*** زیرا منم پور خدا

             

                          

                                

میـــــلاد منجـــــی عالــــــم بشریـــــــت مبـــــارک بـــــاد          

     پیـــــشاپـــــیش کریـــــســمس مبــــــــارک                   

برای شما برادران و خواهران عزیزم آرزوی بهترین ها را دارم

در مسیح خداوند شاد باشید و شادی کنید زیرا خداوند ما خداوند شادیهاست.

 

 

[نوشته شده توسط †...::ادرینا::...†] [ موضوع: ] [ لینک ثابت ] [ ]

سندیت کتاب مقدس و پوچ بودن رمز داونچی... سه شنبه چهاردهم آذر 1385 20:8

دن براون در  کتاب  رمز   داوینچی مینوسید:

-1 کتاب مقدّس.....چندین بار ترجمه و دستکاری شده و هیچ تاریخ مسلمی از نسخۀ اصلی و

 قطعی آن در دست نیست(صفحۀ 231 ).

-2 ،که هزاران کتاب در بارۀ زندگی او نوشته شده و بیش از هشتاد انجیل از او یاد کرده

(صفحه 231) ولی  فقط چهار انجیل در سال 325 از سوی امپراتور کنستانتین پذیرفته شده

 و رایج است.

-3 کتب مقدّسه مسیحی و یهودی را خدا ننوشته و نویسندگانی در طول قرون گذشته نوشته

 و ترجمه کرده اند(صفحۀ 231 )

و مسلمأ در این دوران طولانی بخش هائی از آن مورد تجدید نظر، محو و یا افزایش قرار گرفته

 و مسخ  شده است. کتاب مقدس محصول انسان است... نه خدا.

-6 عهد جدید شهاداتی نادرست است (صفحه 345 )و بر اساس جعلیات استوار است

(صفحه 341) کتاب مقدس محصول فکر و دستکاری انسان نبوده، بلکه ترجمه ای است

از متون اصلی که با الهام از  خداوند نوشته شده و از قبل از شورای نیقیه تثبیت

و بدون هیچ تغییری بما رسیده است. چند دلیل داریم که نظر نادرست دن براون را در مورد

سندیت کتاب  مقدس تشریح میکند.

اولأ در سال 313 میلادی که کنستانتین مسیحیت را بعنوان آئین رسمی امپراتوری روم برگزید،

 نه فقط

سالها تا برگزاری شورای نیقیه فاصله بود، بلکه حدود دویست سال از کامل شدن نوشتارهای

 مقدّس  میگذشت. در واقع طبق نظر محققین مسیحی تمامی کتابهای عهد جدید بین سالهای

 40 تا 90 میلادی نوشته شده اند . امروز قسمتهایی از نوشته های انجیل یوحنا پیدا شده که

 آنرا متعلق به سالهای بین 90 تا 120 میدانند. در سال 130 میلادی چهار انجیل متی، مرقس،

لوقا و یوحنا و سیزده رساله پولس  توسط بسیاری از کلیساها بعنوان متون مقدسه مسیحی

قبول شدند. ایرنائوس در 110 میلادی در

 پاپیاس ( Papias) به چهار انجیل اشاره میکند. اولین مورخ انجیلی بنام اوسبیوس (Eusebius )

 شرح  میدهد که چگونه اناجیل برگزیده شدند و مسیحیان اولیه در اورشلیم، انطاکیه،

اسکندریه و روم آنها را  پذیرفتند. ثانیأ مراجع تاریخی دن  براون یا قابل مقایسه با کتاب مقدس

نیستند و یا سندیت کتاب مقدس را تأئید میکنند. نویسنده "رمزداوینچی" از دو کتاب بعنوان

اسناد معتبر یاد میکند که هر دو در حدود یکصد سال گذشته در مصر بدست آمده اند. یکی از

این کتب به اصطلاح "انجیل" فیلیپ است که در  نگ حمادی Nag Hammadi)10 ) واقع در مصر

 در سال 1945 پیدا شد. در نگ حمادی کلأ 52 عنوان

 مختلف فلسفی و مذهبی از درون ظروف سفالین بدست آمد که طبق بررسی محققین در

حدود قرن  چهارم میلادی نوشته شده اند. شش نوشته از این مجموعه

"انجیل" نامیده شدند ولی نباید فراموش کرد که لفظ انجیل بصورت اسم خاصکتب مقدّسه در آمده و آنچه

 که در این نوشته ها دیده میشود هیچگونه رابطه ای با اناجیل چهارگانه ندارد. در عین حال در

 نوشته  های نگ حمادی آثاری متاثر از فرهنگ مصر، اخلاقیات، مطالبی در کشف اسرار و

نوشته های کتب مقدس یهود و جالب تر از آن بازنویسی از کتاب جمهور افلاطون بدست آمده

 است.

کتاب دومی که دن براون به آن استناد میکند یعنی "انجیل" مریم نیز در اواخر قرن نوزدهم در

مصر یافت  شده و عقاید منحصر بفرد دیگری بخصوص در مورد رابطه مریم مجدلیه و مسیح

 مطرح میکند و بخصوص  تأکید میکند که "شاگردان مسیح از رابطۀ بسیار نزدیک عیسی

مسیح و مریم مجدلیه منزجر بوده و به آن دو حسادت میکردند". در این کتاب بیشتر از هر چیز

 در مورد جایگاه روح بعد از مرگ بحث  شده و این نظریه ای است که در حدود اواخر قرن سوم

 و اوایل قرن چهارم میلادی حکمای یونان بر سر آن بحث میکردند.

دن براون مجموعه نگ حمادی را همطراز طومارهای کومران(بحرالمیت) میداند ولی در واقع

 مجموعه نگ حمادی و طومارهای کومران کاملأ از هر نظر با یکدیگر تفاوت دارند. طومارهای

 کومران نه در سال 1950 بگفته دن براون (صفحۀ 234) بلکه در سال 1947 پیدا شدند و

هیچگونه نمونه ای از اناجیل و یا اشاره ای به عیسی در آنها نبود. بلکه تطبیق آنها با کتب عهد

 قدیم درستی و حقانیت این کتب را ثابت میکند و دلیلی ندارد که واتیکان (بگفتهٌ دن

براون) مانع از انتشار آنها شود. طومارهای کومران اصلأ مدارکی مسیحی نبوده بلکه متعلق

به فرقه خاصی از یهودیان بنام "اسن" ها (Essenes )میباشند

که قبل از مسیح نوشته شده اند! برعکس همه مدارک نگ حمادی بعد از سال 150 میلادی

 نوشته شده اند یعنی حداقل 50 سال بعد از کامل شدن همه نوشته های عهد جدید!

در برابر ادعای دن براون که فکر میکند طومارهای کومران از نظرات او پشتیبانی میکند، در آنها

 نکته بسیار  مهمی در تأئید سندیت کتاب مقدس دیده میشود. در طومارهای کومران نسخه

 ای از کتاب اشعیای نبی  بدست آمد که در سال 150 قبل از میلاد نسخه برداری شده بود.

این نسخه بیشتر از هزار سال از نسخه

 ای که تا آن زمان در دست بود و در سال 980 میلادی تهیه شده بود، قدیمی تر است.

نکته مهم آنجاست که در مقایسه ایندو دست نوشته هیچ مغایرتی وجود ندارد. کتاب اشعیا که

 در  غار کومران پیدا شد، دقت فوق العاده کتاب مقدس را نشان میدهد. دکتر گلیسون

آرچر  GlesonArcher*   که هر دو نسخه 980 میلادی و 150 قبل از میلاد را از نزدیک دیده و

بررسی کرده است، مینوسید:

 با اینکه بین تاریخ رونویسی این دو سند بیشتر از یکهزار سال فاصله است، یگانگی لغاتی که

 بکار رفته در 95 درصد متن اعجاب انگیز است، و 5 درصد بقیه نیز اختلافات در سیلاب کلمات یا

ترادف لغوی است!

در مورد این ادعا که عهد جدید طی نسخه برداریها تحریف شده باید بگوئیم:

 در پنج قرن اول مسیحیت هزاران کپی از اناجیل مقدس در سطح وسیعی از دنیای آنروز

 پراکنده شده بود. برای آنکه تحریف یا تغییری درآنها داده شود میبایست تمام آن کتب

(اگر صاحبان آنها میخواستند) در دسترس تحریف کنندگان قرار بگیرد تا متن اناجیل در تمام

 آنها عوض شود(که غیر ممکن بود)

در چند قرن اول مسیحی کتاب مقدّس به چند زبان ترجمه شد. آیا میتوان باور کرد که تمام آن

 ترجمه ها در گسترۀ دنیای آنروز بطور یکنواخت مورد دستبرد و تحریف قرار گرفته اند؟

در کنار دلایل محکم شواهد نوشتاری بر صحت اناجیل، باستانشناسی دلائل تازه ای در برابر

 محققین قرار میدهد. برای مثال:

سالیان سال بود که کتاب دانیال نبی مورد ایراد مورخین بود زیرا در تاریخ ایام دانیال از

پادشاهی بنام  بل شازار ( Belshazzar )اثری نبود تا آنکه باستان شناسان دریافتند که

نبونیدوس ( Nebanidus ) پادشاه  وقت هنگامی که بقصد جنگ از بابل خارج میشد، یکی از

سرداران خودش را بپادشاهی گماشت و نام این سردار بل شازار بود!

برای سالیان متمادی شکاکان و آنها که شاید بدرستی از نحوه صلیب کردن مجرمین مطلع

نبودند  میگفتند که دستهای عیسی به چوبۀ افقی صلیب با طناب بسته شده بود و هرگز میخ

یا میخی بدستهای او کوبیده نشده بود. همچنین عده ای مرگ و اینکه او طبق رسوم یهود

دفن شده بود و در روز سوم از مردگان قیام کرده بود را قبول نمیکردند. ایراد دیگری که

میگرفتند به محاکمۀ  عیسی، شکنجه و شلاق زدن او و حتی وجود پنطیوس پیلاطس حاکم

رومی بود که دستور داد مسیح را  مصلوب کنند. وجود کاهن اعظم قیافا (Ciaphas)هم یکی از

 اشکالاتی بود که بر مستند بودن شرح وقایع اناجیل میگرفتند. همه این اشکالات سالهاست

که با مدارک مختلف و تاریخی  حل و بر طرف شده اند. بعنوان مثال بدلایل موثقی که اخیرأ

باستان شناسان دربارهٌ مصلوب کردن  عیسی پی بردند اشاره میکنیم. اخیرأ کشف فوق

 العاده ای بوسیلۀ کاشف آن جفری شلر  Jeffrey Sheler ( دریو. اس. نیوز ) U.S.News  چاپ

شد. مدرکی که بدست آمد باقیماندۀ مردی بود

 که در سالهای اولیه قرن اول مصلوب شده بود. جفری شلر در سال 1990 موفق به کشف

قبرستانی در دو مایلی جنوب معبد اورشلیم شد. در این قبرستان صندوق های کوچکی از

سنگ مرمر نگاهداری میشد که حاوی استخوان های افراد درگذشته بود. یکی از این

صندوقچه ها حاوی  استخوان های مردی حدود 60 ساله بود که روی آن نام صاحبش یوسف

برقیافا نوشته شده بود

. کارشناسان عقیده دارند این استخوان ها باقیماندۀ قیافای معروف است که دستور بازداشت

 و محاکمۀ عیسی را داد و او را به پیلاطس تسلیم کرد تا مصلوب شود.

در مورد وجود پیلاطس خاک برداریهائی که در خرابه های قیصریه در یهودا انجام شده لوحهٌ

سنگی را  نمایان کرد که نشان میداد هنگام مصلوب کردن عیسی مسیح در اورشلیم، حاکم

رومی پیلاطس نام داشته و پلاک طلائی کوچکی یافت شد که با حروف لاتین روی آن نوشته

شده بود: "پونتیوس پیلاطس والی یهودیه این معبد را به افتخار تیبریوس به مردم قیصریه

 هدیه میکند".

شلر در ادامه مینویسد: باستان شناسان باقیماندۀ  جسد مردی را یافتند که در گیوات

هامیتواه ) Giva’at ha-mitvah ( نزدیک نابلس دفن شده بود. بررسی دقیق اسکلت یافت

شده نشان داد که شرایط مصلوب کردن دقیقأ همان بود که در اناجیل شرح داده شده. صاحب

 اسکلت 28 تا 30 سال سن و  پنج فوت قدّ داشته. از دستهای او دو میخ قطور عبور داده شده

 بود. دو پای او رویهم قرار گرفته و با میخ  دیگری به چوبۀ عمودی صلیب ثابت شده بود و

استخوان ساق پای او را شکسته بودند! درست همانگونه که در انجیل شرح داده شده است

 (1999 Sheler; Is the Bible True? Harper) امروز بیشتر از پنجهزار نسخۀ یونانی و حدود

بیست هزار ترجمه بزبان های لاتین، قبطی و سوری موجود

 است و تطبیق آنها با یکدیگر نشان میدهد که تفاوتی با اناجیل امروز ندارند. قدیمی ترین

 نسخه ای که  در دست است در سالهای اول قرن دوم میلادی است و بفاصلۀ چهل تا پنجاه

 سال از نوشتن اناجیل  نسخه برداری شده اند. نسخۀ قدیمی دیگری در موزهٌ واتیکان موجود

 است( Codex Vaticanus) که در سال 350 میلادی تهیه شده. بر اساس گفتهٌ کریگ

بلومبرگ ( Craig Blomberg ) (کارشناس کتب  مقدّسه که حتی دیرباوران نیز آنرا قبول دارند)،

در آن سالهای نوشته شدن اناجیل (بین هفت تا پنجاه سال بعد از مرگ و قیام مسیح)،

گروهی از شاهدان عینی زندگی عیسی  هنوز زنده بودند و میتوانستند اگر اشتباهی در متون

 نوشته مسیحیان بیابند آنرا بزرگ کرده و از اعتبار اناجیل بکاهند. مقایسه انجیل و متون دیگر

 تاریخی از لحاظ تعداد نسخه های بدست آمده، و فاصله نسبتأ کوتاه زمانی بین اتفاقات زندگی

 مسیح و زمان نوشته شدن آنها دلیل بسیار محکم دیگری در سندیت کتاب مقذس مسیحیان

است.

گذشته از شاگردان عیسی، مورخین دنیای قدیم همانند یوسیفون( Josephus ) که قبل از

 سال 100 میلادی میزیست و یا تاکیتوس رومی

120( )Tacitus( میلای(، سوتونیوس 110( )Suetonius( 14 میلادی( و حاکم رومی پلینی )

110( )pliny میلادی( که نوشته های آنان موجود است،

بسیاری از حوادثی را که در اناجیل شرح داده شده تائید میکنند. همچنین نوشته های پدران

اولیهٌ  کلیسای مسیح از جمله: ایرنائیوس (، ژولیوس افریکانوس Julius Africanus( 15

 ( و کلمنت رومی )  Clement of Rom همه به قبل از 250 میلادی برمیگردد وحقیقت تاریخی

اناجیل را تائید میکنند. از طرف دیگر در خود کتاب مقدس که اساس ایمان مسیحیان بوده و

هست، بارها خدا کسانی را که در  متن بهر نحوی دست ببرند بشدت

تهدید به مجازات میکند. برای نمونه در کتاب مکاشفه (19 - 22:18 ) ذکر شده که میگوید: "زیرا

 هر کس  را که کلام نبوت این کتابرا بشنود شهادت دهم که اگر کسی بر آنها بیفزاید خدا بلایای

 مکتوب در این کتاب را بر وی خواهد افزود و هر گاه کسی از کلام این نبوت چیزی کم کند خدا

نصیب او را از درخت حیات و از شهر مقدّس و از چیزهائیکه در این کتاب نوشته است منقطع

 خواهد کرد".  کتاب تثنیه (4:2 ) نیز میگوید:

"بر کلامیکه من بشما امر میفرمایم چیزی میفزائید و چیزی از آن کم منمائید تا اوامر یهوه

خدای خود را که بشما امر میفرمایم نگاه دارید".

در جای دیگر همین کتاب(تثنیه 12:32 ) مینویسد: "هر آنچه من بشما امر میفرمایم متوجه

شوید تا آنرا بعمل آورید چیزی بر آن میفزائید و چیزی از آن

کم نکنید". در کتاب امثال سلیمان نبی ( 6- 30:5 ) میگوید: "تمامی کلمات خدا مصفی است،

او بجهت  متوکلان خود سپر است. بسخنان او چیزی

میفزا مبادا تو را توبیخ نماید و تکذیب شوی".

با وجود چنین آیات و فرامینی چگونه میتوان تصور کرد که ایمانداران یهودی و مسیحی با

تحریف نوشتارهای مقدّس توبیخ خداوند را بجان

بخرند یا فرزندان خود و نسل های آینده را بگمراهی رهنمون شوند؟ یا چطور ممکن است در

 کنار تحریف متون مقدّس، خودِ رهبران و اسقفان بزرگ مسیحی برای چند صد سال تا پای جان

 در برابر آزار و شکنجه و مرگ، هنوز بر ایمان خود بر متونی  که میدانند تحریف شده

ایستادگی  کند؟

جالبست که علاوه بر همه این مدارک تاریخی، نویسندگان اناجیل تأکید میکنند که خود شاهد

 عینی  وقایعی بودند که در نوشته های خود ذکر کرده و بر صحت آنها پا فشاری میکنند.

 از جمله لوقا (که پزشک بود) مینویسد: "از آنجا که بسیاری دست  به تألیف حکایت اموری

 زده اند که نزد ما به انجام رسیده است، درست همانگونه که آنان که از آغاز شاهدان عینی

 و خادمان کلام بودند بما  سپردند، من نیز که همه چیز را بدقت بررسی

کرده ام، مصلحت چنان دیدم که آنها را بشکلی منظم برای شما، عالیجناب تئوفیلوس بنگارم،

تا از درستی آنچه آموختهاید، یقین پیدا کنید." (لوقا

4-1:1).یوحنا شاگرد محبوب عیسی مینویسد: "آنچه از ابتدا بود و آنچه شنیده ایم و بچشم

خود دیده،  آنچه بر آن نگریستیم و دستهای ما لمس کرد در بارۀ کلمۀ حیات. و حیات ظاهر شد

 و آنرا دیده ایم و شهادت میدهیم و بشما خبر میدهیم از حیات جاودانی که نزد پدر بود و بر ما

 ظاهر شد" (رساله اول یوحنا 1:1 - 2).پطرس شاگرد دیگر عیسی مینویسد: "زیرا که در پی

 افسانه ای جعلی  نرفتیم چون از قوت و آمدن خداوند ما عیسی مسیح شما را اعلام دادیم

بلکه کبریائی او را دیده بودیم" (رساله دوم پطرس 16:1 ).

پس میبینیم که افترای تحریف به متون و سندیت کتاب مقدس زدن گرچه در نوشته باسانی

ممکن است  ولی در برابر منطق استدلالی و مدارک

معتبر تاریخی جایی ندارند. با آنکه امروز اولین نسخۀ کتاب مقدّس در دست نیست هنوز

رونوشت ها و مدارک محکمی در دست داریم که خلاف

ادعای براون را ثابت میکند. با نظری سریع بر این یادداشتهای کوتاه و ذکر چند نمونه از

اشتباهات دن  براون بدون آنکه استعداد نویسندگی او را نفی کنیم تنها میتوانیم کتاب رمز

 داوینچی را داستانی سرگرم کننده، کفر آمیز و افسانه ای پوچ بدانیم که برای نیل بهدف

خود حقایق تاریخی را ببازی گرفته و تحریف کرده است. 

          

 

[نوشته شده توسط †...::ادرینا::...†] [ موضوع: ] [ لینک ثابت ] [ ]

آیا واقعا عیسای مسیح از یک باکره متولد شد؟ پنجشنبه هجدهم آبان 1385 16:7
۷۰۰سال پیش از میلاد مسیح پیامبری به نام اشعیا اینطور پیشگویی کرد

بنابر این  خود خداوند به شما آیتی خواهد داد: "اینک باکره حامله شده پسری

خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهد خواند"(اشعیا ۱۴:۷ ).

عهد جدید (انجیل مقدس) به تحقق پیوستن نبوت اشعیا را ثبت میکند (لوقا ۱: ۲۷ـ۳۷).

متولد شدن از باکره در کتاب مقدس به عنوان یک واقعه ی تاریخی ثبت شده است.

از  کسانی که این واقعه را ثبت کردند میتوان به متی (از حواریون) که شاهد عینی

زندگی  مسیح بود و لوقا که پزشک و مورخ بود اشاره کرد. همچنین نکات بسیاری از

دیدگاه مریم  مادر عیسای مسیح به ثبت رسیده است. تولد مسیح از یک باکره

 نه تنها یک واقعه ی تاریخی است بلکه به عنوان مهمترین واقعه ی تاریخی مهر

تاییدی است بر  پسر خدا بودن عیسای مسیح که چندین بار در عهد جدید مورد

 تاکید قرار گرفته است.

                                      

چرا میبایست عیسای مسیح از باکره متولد میشد؟

کلام خدا نشان میدهد که تولد از باکره راهی بود که خدا برای فرستادن پسر یگانه ی

خود  به جهان انتخاب کرد (انجیل یوحنا ۱۶:۳) - رساله ی غلاطیان ۴:۴ ). اگر برای

 لحظه ای به  راه های دیگری که شاید خدا می توانست به کار ببرد بیاندیشیم

هیچیک قادر نیستند که پاسخگوی سر عظیم شخصیت مسیح باشند. بری مثال

خدا میتوانست که عیسای  مسیح را به صورت انسانی کامل بسازد و بدون دخالت

مریم باکره به این جهان بفرستد اما  برای ما انسانها بسیار مشکل میشد که درک

کنیم او واقعا مانند ما انسانها شده است و  یا اینکه او همان مسیح موعود است

 که از هزاران سال قبل از تولد او پیشگویی شده بود که میبایست از نسل داود نبی

باشد.

و یا اینکه او از یک پدر و مادر انسانی متولد شده و بعد بطور معجزه آسایی ذات

الهی با ذات انسانی او می آمیخت ولی آیا میشد باور کرد که او خدای کامل نیز

هست وقتی کهتولد او مانند هر یک از ما بود؟ وقتی این روشهای ذکر شده و یا هر

 روش دیگری را بررسی کنیم در میابیم که خدا چگونه در ذات الهی خود این روش

 را در به دنیا آوردن مسیح  موعود بکار برد. خدای کامل و انسان کامل که به وسیله ی

 روح پاک خدا از مریم باکره جسم گرفت.

تولد مسیح از یک باکره و با دخالت روخ خدا باعث شد که بتواند مانند ما انسانها ولیکن

بدون گناه باشد. چون کلام خدا میفرماید که پس از سقوط آدم و حوا گناه بصورت ارثی

 از  پدر و مادر به نسل ایشان منتقل میشود و همه ی ما انسانها با این گناه متولد

میشویم. ولی در مورد عیسای مسیح تولد او از روح خدا مانع از انتقال این گناه

 موروثی به او شد. در انجیل لوقا فصل اولی آیه ی ۳۵ اینطور میخوانیم: " فرشته

به مریم پاسخ داد: روح القدس بر تو نازل خواهد شد و قدرت خدا بر تو سایه خواهد

افکند. از این رو آن نوزاد مقدس بوده پسر خدا خوانده خواهد شد"

تولد مسیح از باکره همچنین به ما یادآور میشود که نجات از گناه و اسارت شیطان

 بوسیله ی اعمال انسانی ما انسانهای گناهکار ممکن نمیگردد بلکه مستلزم عملکرد

مستقیم خداست...

                                          

 

 

[نوشته شده توسط †...::ادرینا::...†] [ موضوع: ] [ لینک ثابت ] [ ]

† ::..::† صلیب†::...::† دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 15:35
مرگ مسیح بر روی صلیب نه فقط در کتب تاریخی ذکر شده بلکه در عهد جدید(انجیل و

 رسالت) بطور مفصل درباره ی آن صحبت شده است. هر چند مسیح فقط ۶ ساعت بر بالای

 صلیب بود ولی قسمت مهمی از عهد جدید به بحث در این مورد اختصاص داده شده و

طرز دستگیری و محاکمه  و مصلوب شدن و دفن و قیام او با تفصیل زیاد و با ذکر

جزییات تشریح گردیده است.

نکته ی تعجب آور اینست که عیسی مسیح بارها درباره ی مصلوب شدن خود سخن گفته

 است. مقصود خود را از آمدن به این جهان با این کلمات بیان فرمود "" پسر انسان

(یعنی   مسیح) نیامده تا مخدوم شود بلکه تا خدمت کند و تا جان خود را فدای بسیار

کند"(مرقس۴۵:۱۰) . البته آیات بسیار در این باره در کلام خدا ذکر شده است.

اعدام به وصیله ی صلیب در آن زمان جریمه ای بسیار وحشتناک بود .برای همین

بسیاری از مردم نه تنها امروز بلکه در قرون پیشین نیز معتقد بودند که مصلوب و کشته

شدن عیسی مسیح شایسته ی مقام او نیست و خدا به هیچوجه نمیتوانست اجازه

بدهد که مسیح با چنین وضع تاسفناکی کشته شود. اما این سوال در اینجا پیش

 می آید که آیا خدا به قربانی شدن عیسی احتیاجی دارد؟ مگر خدا نمی تواند در صورتی

 که بخواهد بدون قربانی تمام مردم را ببخشد؟

برای پاسخ دادن به ایم سوال می بایست به ذات مبارک الهی و صفات او برگردیم.

معمولا آنانی که خدا را فقط محبت می دانند دچار این توهم می شوند که با وجود تمام

گناهانی که در زندگی آنها هست تنها کافیست روز داوری از خدا طلب مغفرت کنن! مگر نه

اینکه کلام خدا می گوید خدا محبت مطلق است؟

برای روشن شدن این مطلب میبایست بدانیم که:

اولا" این جمله که می گوید "خدا محبت است " از کتاب مقدس گرفته شده و برای درک

درست این جمله باید بدانبم که انجیل درباره ی ذات مبارک خدا و صفات او چه تعلیمی

می دهد.

ثانیا" تمام صفات خئا جزیی لاینفک از وجود او هستند این درست است که می گوییم

خدا محبت مصلق است و گناهان ما را می بخشد ولی باید بدانیم که خدا در عین محبت

مطلق بودن عدالت مطلق نیز هست و قادر به سرپوش گذاشتن روی گناهان ما نیست!

آیا اینکه بگوییم خدا قادر نیست با نامحدود بودن ذات الهی در تضاد نمی باشد؟ پس چه

 میباست کرد؟

در سومین کتاب تورات در کتاب لاویان مقررات دقیقی در مورد قربانی کردن وجود دارد که

حضرت موسی با الهام الهی ثبت کرده است. در میان قوم اسراییل قربانیهای مختلفی

برای آمرزش گناهان و مصالحه با خدا وجود داشت و قوانین زیادی برای پاک شدن موقتی از

 گناهان در تورات ثبت شده .

آنچه که تمام سیستم قربانیها و قوانین نشان می دهد تنها این است که فقط با ریخته

شدن خون آمرزش گناهان امکان پذیر میباشد و حیوانی که قربانی میشد به جای شخص

 گناهکار جان خود رافدا می کرد. ولی میبایست بدانیم که یک یهودی با ایمان

می دانست که این قربانیها تنها علامت و نشانه هایی هستند از یک قربانی بزرگ که در

 آینده انجام می پذیرفت.

داود نبی در حالی که برای گناهان خود گریه می کرد چنین فرمود:"زیرا قربانی را دوست

 نداشتی و الا می دادم" و سپس اضافه می کند که:"قربانیهای خدا روح شکسته است .

خدایا تو روح شکسته را  خوار نخواهی شمرد " فرمایشات داود نبی انعکاسی است از

عقاید ایمانداران واقعی اسراییل که متوجه شده بودند قربانی حیوانات نشانه ایست

  از یک قربانی عظیم الهی که توسط خدا آماده  شده است.

پس توجه بفرمایید که قربانی شدن مسیح نقشه ی خدا برای رستگاری انسان بوده است.

 راه نجات از گناه و اسارت شیطان راه رسیدن بشر گناهکار به خدا همین بود.

قربانی شدن مسیح تکمیل تمام مراسم مربوط به قربانیهای قبل از وی بوده است. در

میان اسراییل قربانیها که اجباری و از حیوان بودند پیوسته تکرار می شدند ولی قربانی

 مسیح یک قربانی الهی بود که فقط یکبار برای همیشه و از روی میل خدای مجسم

شده در عیسی مسیح  جریمه ی گناهان ما انسانها را بر روی صلیب پرداخت( آیا

مسیحیان می گویند که خدا بر روی صلیب مرد؟)

بعبارت دیگر خدا مجازات گناه بشر را بر خود گرفت و بهمین دلیل این قربانی کاملا" کافی

 بود. مسیح حاظر شد که بدترین و رنج آورترین نوع مرگ را که بر روی صلیب بود بپذیرد

 و حتی بقدری خوار شد که در میان دو دزد مصلوب گردید . او بر روی صلیب جان داد و بعد

 از ۳ روز از قبر خود قیام کرد و تایید فرمود که قربانی او پذیرفته شده و آنچه او درباره ی

خود ادعا کرد حقیقت داشت....

 

[نوشته شده توسط †...::ادرینا::...†] [ موضوع: ] [ لینک ثابت ] [ ]

نجات دهنده.... چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 17:22

 

[نوشته شده توسط †...::ادرینا::...†] [ موضوع: ] [ لینک ثابت ] [ ]

لینک باکس M-blog Template Design By : Www.M-Blog.Blogfa.Com


LINK BOX